آرامگاه عاشقان ، زیارتگاه روشنفکران
آذر سلطانی آذر سلطانی

 

Peter Abaerlard 1079- 1142

Heloise              1101- 1164

فلسفه و عشق های تراژدیک نافرجام

 

   ازجمله شیرین و فریادهای مشهورفلسفه غرب غیر از : هایدگر-هانا آرنت و سارتر-سیمین دوبوار، باید از دونام آبالار- حلویزه، در سده های میانه یادکرد. آبالار، فیلسوف ، روشنگر و اصلاحگر دین مسیحیت ، ازخانواده ای شوالیه و زمیندار برخاسته بود. وی قهرمان تراژدیک میان فیلسوفان قرون وسطا و رمانتیک های قرن 19 ، نه بخاطر آثارش بلکه بیشتر بدلیل بیوگرافی غم انگیزش بود. عشق او به یک دوشیزه شاگرد بنام حلویزه نه تنها موجب مشهوریت و دردسر بلکه عامل مکاتبات عاشقانه مشهوراوگردید. او 37 ساله بود که همراه دختری 17 ساله ؛بعداز بارورشدن وی، فرارنمود ، ولی دائی آن دختر که از "علمای عظام!" کلیسا بود، گروهی از لات های "مومن" را مامور نمود تاشبانه به آبالار حمله کنند وبعداز خواجه و مقطوع النسل نمودن، وی را مجبور نمایند تا کتابهای فلسفی روشنگرانه و انتقادی اش را بسوزاند و در دیری تاآخر عمر به اسارت درآید. بعدها کتاب اتوبیوگرافی آبالار با عنوان " داستان رنجهایم " و نامه ها و ترانه های عاشقانه بین آندو، بخشی ازادبیات جاودانه غرب شدند. روسو رمان نامه ای خود یعنی کتاب "حلویزه جدید " را که حاوی تفکرات فلسفی اوبود، اززبان دوعاشق براساس این آثار نوشته است. درنامه های بین آندو غیراز موضوع عشق، به دیگر سئوالات فلسفی نیز پرداخته میشود. درنوشته های آبالار عشق مفهومی اصلی ومرکزی در اخلاق است. ویکتور هوگو نیزدررمان " گوژپشت نتردام " زندگی قرون وسطایی دانشجویان ومراکز تعلیم وتربیت پاریس آنزمان را توضیح داده است. آبالار گفته بود :" بعدازدستگیری ومحاکمه، سوزاندن کتابهایم وحشتناک تراز درد و ورنج ناشی ازواردنمودن آسیب جسمی به من بودند". ازسال 1817 که جسد آندو رادرنقطه زیبا و مناسبی درکنارهم درپاریس دفن نموده اند، گویا آرامگاه آندو زیارتگاه بعضی از رهروان عشق،شجاعت و روشنگری شده است .

    درزمان آبالار نظرات دگم آمیز آگوستین ، روحانی مسیحی،فلسفه حاکم درغرب بود.فلسفه آبالار نقطه اوج فلسفه آغاز آسکولاستیک (مدرسین ) است. اوغیراز دیالکتیک،مهمترین منطق دان این مکتب نیزاست. آبالار مهمترین نماینده آغاز دوره اسکولاستیک یعنی درقرون 9 تا 12 است. بدلیل اصلاحات خواهی آبالار چند بار به اونیز سوء قصد جانی شده بود. افکار او انتقادشدیدی از دگم ها و آموزشهای حاکم کلیسا در آندوره بودند. وی میگفت :" بجای سلاح شوالیه ای اجدادم ، سلاح قلم و منطق را بدست گرفتم " . وی روشنگری از قرون وسطا و فیلسوف و خداشناسی در مکتب اسکولاستیک فرانسوی نیز بحساب می آید.

  زمینه علاقه آبالار راامروزه میتوان فلسفه زبان دانست. اومثل غالب فیلسوفان قرن گذشته معتقد بود که اکثر اشتباهات و سوء تفاهم های فلسفی و دینی نتیجه برداشت های غلط از زبان فلسفی یعنی معنی کلمات هستند. آنزمان کلیسا، دیالکتیک اورا نه دلیل و منطق بلکه علم سفسطه گری نامید. وی میگفت که کلمات موجب میشوند که مااغلب بطور عام فکر کنیم و به نتیجه برسیم ولی آنان حقیقی و واقعی نیستند. درنظر اواز اینطریق میتوان اختلاف ادیان را حل نمود،اگرازکلمات مشترک بطور گوناگون و شخصی سوء استفاده نشود. ازطرف دیگر آبالار میخواست تادررابطه بافلسفه و دین ، وحدتی میان علم و عقیده برقرار کند. اوچون اشاره به غیراخلاقی بودن طلاب مسیحی و فقدان روحانیت صادقانه میان آنان نمود، تحت تعقیب مردان و پدران کلیسا قرارگرفت. به این دلیل اورا روشنگری ازقرون وسطا بشمار می آورند چون او بجای اتوریته دگم های کلیسا،شعار : وجدان،عقل، وتجربه، راراهنمای خودقرارداده بود. آبالار بامبارزه علیه ارسطوگرایی،پایه گذارمتدهای اسکولاستیک جدید شد.اودرفلسفه فرانسه فئودالی قرون وسطا،نماینده فرهنگ شهری وعقاید ماتریالیستی نومینالیستی بود. مورخین چپ اورا نظریه پرداز "رئالیسم مفهومی ایده آلیستی" نیزبشمار می آورند. آبالار یکی ازمغزهای فلسفی سدههای میانه است که گرچه ارسطویی آغاز کرده بود،افلاتونی به نظراتش پایان داد. او میگفت که دراخلاق نیز یک نظم متافیزیکی وجود دارد، و گرچه عمل ممکن است موجب مرگ مرد!شود، فقط اگر منظور نیکو باشد،عمل میتواند نیکو بحساب آید، چون فقط اگر انسان علیه وجدان آگاهش عمل نماید،ازنظراخلاقی و دینی قابل سرزنش است. شعار فلسفه اخلاق آبالار همچون دوره یونان باستان :" خود را بشناس " بود. امروره باید اشاره نمود که گرچه آبالار دربحث و جدل مبلغ دیالکتیک است ،اوولی به روح مسیحی فرهنگ زمان خود تاپایان وفادار ماند.

  به زبان دانشگاهی بایداشاره نمود که فلسفه اسکولاستیک درسدههای میانه،بحثی رادیکال میان رئالیستها و نومینالیستها بود. آبالار به رد "اسامی عام" پرداخت و مخالف هرگونه رئالیستی بود که مدعی وجودماهیت برای اسامی عام بود . عام گرایان آنزمان مدعی بودند که مثلا اسامی عام مانند "انسانیت"، مستقل از "اسامی خاص"، مثلا "انسان" وجود دارند. و رئالیستها خلاف عام گرایان اصرار داشتند که اسم عام ماندد "سرخی" مستقل از اسم خاص مانند "سیب سرخ" وجود دارد. و نومینالیست ها می گفتند که اسم عام وجود ندارد،آنان فقط نام هایی هستند که از طریق انسان مورد استفاده قرار میگیرند. آبالار یک نومینالیست بود و آنطور که رئالیستها اشتباها ادعا میکردند،شباهت تنها کافی نیست،چون عام گرایی بدلیل شباهت میان اشیاء می باشد.اودرآغاز که افکارنومینالیستی هنوزاهمیتی نیافته بودند،خود رئالیستی فکر میکرد. فلسفه نومینالیستی او متکی به تجربه های مشخص حسی اش بود. آبالار پایه گذار یک دیالکتیک روشنگری بود که بحثی میان اونیورسال گرایی " عام گرایی" حاکم و نومینالیسم مدرن را ممکن ساخت. نومینالیسم او دکترین نام ها بود که میگفت کلمات فقط نام هایی مانند اسم عام و اسم خاص هستند. بعضی از استادان منطق مانند رئالیستها فکرمیکردند که اونیورسال هایی مانند اسم عام یافت میشوند. صاحب نظران درپشت مخالفت آبالار با رئالیسم، شکاکی آرام می بینند که به متافیزیک معترض بود. با این حال او درمیان اسکولاستیک های آرام و با ادب،باطرح نظرات نومینالیستی و اخلاق ذهنی-شخصی ، موجب شورش درفرهنگ حاکم گردید.

  طبق نظراو هیچگونه فرم افلاتونی وجودندارد یعنی بجای "ماهیت گربه و گربه بودن " فقط موجودهایی بنام گربه ها وجود دارند. اوچون دراخلاق مبلغ یک آزادی اراده مطلق بود موجب خشم روحانیون مسیحی حاکم؛ از جمله برنهارد ؛ یکی از نظریه پردازان جنگهای صلیبی شد. آبالار، این شخصیت انتقادی درفلسفه و مسیحیت، روشنگری است که خواهان تفاهم میان : مسیحیان، یهودیان، و آزاداندیشان، بود، و چون میگفت که دانش الاهی راسایر ادیان و روشنفکران غیرمذهبی نیز میتوانند صاحب شوند و ادیان دیگر نیز دارای حقایقی هستند،موجب خشم پدران مقدس کلیسا درزمان خودشد. دراین سالها درمدارس شرق نظرات و آثار ترجمه شده افلاتون و ارسطو توسط : فارابی،ابن سینا،ابن رشد و میمندی در میان مسلمانان و یهودیان رواج داشتند.

  آبالار مدعی بود که مفاهیم عام فقط نظر شخصی می توانند باشند، وآبزورد است که اگر کسی فکر کند "انسانیت" وجود دارد و نه "انسان ها" ، گرچه برای افلاتون و آگوستین ایدههای عام بسیار دقیق و پایه دانش و حقیقت بودند. آبالار بعنوان خداشناس و معلم الاهیات کوشید تا اصول عقیده راازطریق عقلگرایی اثبان نماید، و برای ایمان،عقلگرایی را توصیه میکرد چون اگر برای ایمان از عقل استفاده نشود،آن یک موضوع خصوصی می ماند. چون آبالار میگفت که دگم ها و رمز و راز های مقدس مابانه نیز نیاز به یک توضیح عقلگرا و روشنگرانه دارند،کلیسا به وی اتهام کفر زد. او آرزو میکرد که علم منطق،راهنمای فلسفه و دانش گردد. امروزه نظرات اودرباره اخلاق و منطق،درتاریخ فلسفه اهمیت خاصی یافته اند. درزیر نام آبالار گاهی عنوان : ذهنی گرایی - فردگرایی قرون وسطایی ، نیز قیدمیشود.

  ازجمله آثار پیتر آبالار: آری و نه ، داستان رنجهایم، نامه ها و اشعارعاشقانه، نوشته های فلسفی، و دیالوگ های یک فیلسوف، هستند. آثاراو مملو از افکار افلاتونی  می باشند. اودرآثارش یک متد دیالکتیکی را نشان میدهد و توانست باکمک حوادث ناگوار زندگی شخصی اش،یک طرح عمومی برای نظم جهان جدید زمان خود معرفی نماید. کتاب "آری و نه " او را متد اسکولاستیکی قرون وسطایی بحساب می آورند. نظرات مدرن او پیرامون تفاهم میان ادیان،اساس نمایشنامه مشهورعصرروشنگری لسینگ یعنی "ناتان دانا" گردید. او پیش از لسینگ درکتاب "دیالوگ های یک فیلسوف "،گفتمانی فرهنگی میان : یک فیلسوف، یک مسیحی، و یک یهودی، را بطور صلح آمیز ممکن و مفید طرح کرده بود.


April 21st, 2008


  برداشت و بازنویسی درونمایه این تارنما در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید.
 
شعر،ادب و عرفان